* دريا براي صرفه جويي در آب، كمتر موج مي فرستد.
* روزگار غريبي است. يكي در آبپاش گلاب دارد و يكي در گلاب پاش آب هم ندارد!
* فكرهايم تابعيت مغزم را از دست دادند.
* ساز شكسته را در دستگاه سكوت كوك مي كنم.
* سيب به درخت چسبيده، به قانون نيوتن دهن كجي مي كند
* از دودلي خسته شده بودم، يكي از آنها را يدكي نگه داشتم.
* زنبور تنها پزشكي است كه بدون معاينه به مريض آمپول مي زند.

 

غروب از قايم‏باشك شب و روز خسته شد.

براي اينكه آدم خوش‏بيني شود، بيني‏اش را عمل كرد.

نگاهش آن‏قدر يخ بود كه وقتي نگاهم كرد، از شدت سرما لرزيدم.

در روز باراني چتر الگوي فداكاري است.

ضبط از صداي بلند نوار سردرد گرفت.

عكس توقف زمان است.

آسمان به زمين آمد ديد خبري نيست.

 آلبالو گران بود، چشمانش انگور مي‏چيد.

 هر لقمه‏اي را كه فرو ميدهم، معده‏ام فرياد مي‏زند: خوش آمدي!

 وقتي مي‏خواهم حرف پنهاني بزنم، گوش‏هايم را مي‏گيرم.

 براي اينكه حرفهاي بزرگي بزنم، دهانم را زير ميكروسكوپ ميگذارم.