تبليغاتX
فناوری اطلاعات پیام نور گناوه

man daram jome miram.fekr nakonam ham ke hamdige ro

bebinim...manu faramoosh nakon va bekhatere badiham manu

 bebakhsh... az tarafe paeez-shabe yalda mobarak

+ نوشته شده توسط رضــــا در شنبه سی ام آذر 1387 و ساعت 19:21 |

1387/8/15 چهارشنبه

قابل توجه كليه دانشجوياني كه در درس ICDL با مشكل مواجه شده‌اند.

با توجه به مشكلاتي كه در ارزشيابي مدارك ICDL صادره از برخي مؤسسات آموزشي واصل شده است، موضوع در جلسه شوراي تخصصي گروه علمي فناوري اطلاعات و ارتباطات مورخ 6/8/87 مطرح و مقرر گرديد از آغاز نيمسال دوم 88-87  هيچ مدرك ICDL ي پذيرفته نخواهد شد و از درس ICDL همچون ساير دروس، آزمون كتبي پايان‌ترم به عمل خواهد آمد. لازم به ذكر است كليه دانشجوياني كه مدارك ICDL آنها تا پايان نيمسال اول 88-87 مورد تاييد قرار گرفته است نياز به شركت در اين آزمون ندارند.

 

برای مشاهده این خبر در سایت پیام نور

 

(((( اینجا کلیک کنید ))))

+ نوشته شده توسط رضــــا در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 و ساعت 10:30 |
با سلام ... امروز 16 آذر مصادف هستش با روز دانشجو.... من هم به نوبه خودم این روز را به همه دانشجوهای ایرانی مخصوصا پیام نور گناوه تبریک عرض می کنم.. همیشه پاینده و سرافراز باشید

اينم يه عكس براي شما عزيزان( قضاوت با خودتوونه)

اینم نتیجه ی دانشجوهای امروزی

+ نوشته شده توسط رضــــا در شنبه شانزدهم آذر 1387 و ساعت 17:20 |
توضیحات: بر اساس روابط شیمیایی و فیزیکی موجود بین دانشجو و نمره و بر اساس قوانین نگارش، ادب و نزاکت فارسی، سه حالت زیر را می توان در نظر گرفت :

حالت اول : رابطه بین نمره و دانشجو با فعل شدن بیان می شود.
مثال : "... فیزیک ۲، ۱۷ شدم، خب بچه ها من برم خونه واسه ترم بعد درس بخونم ... "
اکثر جمعیت این گروه را دانشجویان واقعی تشکیل می دهند، که با تلاش و کوشش، نمره مطلوب خود را می شوند !

حالت دوم : رابطه بین نمره و دانشجو با فعل دادن بیان می شود.
مثال : "... فیزیک ۲ بهم داده ۸ مرتیکه عوضی اصلاً راه نمیده ... "
اکثر جمعیت این گروه را دانشجویان ناموفق تشکیل می دهند که بدون تلاش و کوشش، نمره نامطلوب به آنها داده می شود.

حالت سوم : رابطه بین نمره و دانشجو با فعل گرفتن بیان می شود.
مثال : "... بالاخره از این فیزیک ۲ یه ۱۰ گرفتم ! دهنم صاف شد ..."
اکثر جمعیت این گروه را دانشجویان موفق تشکیل می دهند که با تلاش و کوشش، نمره نسبتاً مطلوب خود را می گیرند.

یک اصل : حق گرفتنی است، نه دادنی !
تبصره : نمره از حقوق دانشجویان است. پس راه های این احقاق حق به شرح زیر بیان می شود :

روش اول، گرفتن نمره قبل از امتحان :

مطالعه درس در طول ترم و ( یا ) یک هفته قبل از امتحان و ( یا ) شب امتحان. این روش آسان ترین و مطمئن ترین روش ممکن است و به همه توصیه می شود. ولی مطابق آمار و اطلاعات موجود تنها نیمی از دانشجویان از این روش استفاده می کنند. دانشجویان واقعی، از علاقه مندان این روش هستند. پیشرفت علم در این روش تاثیری ندارد. جنسیت در این روش تاثیری ندارد.

روش دوم، گرفتن نمره هنگام امتحان :

تقلب به روش های مختلف (استفاده از تکه کاغذ، نگاه کردن برگه دیگران، صحبت کردن، پنهان کردن جزوه در جای مناسب، نوشتن مطالب مهم روی اعضای مناسب ( ! ) بدن، تقلب های پیشرفته و تکنولوژیک مثل استفاده از موبایل یا استفاده از ماشین حساب های پیشرفته یا ساعت دوربین دار یا حافظه دار و ...).

این روش، پر خطرترین روش ممکن است ولی معمولاً اگر با تبحر و تجربه کافی انجام شود و منابع معتبر مورد استفاده باشد، بهتر نتیجه می دهد. هماهنگی، برنامه ریزی، اعتماد به نفس و انتخاب زوج مناسب، جزء مهم ترین ملزومات این روش می باشند. دانشجویان موفق و ناموفق از این روش استفاده می کنند. با پیشرفت علم، این روش هم پیشرفت خواهد کرد. جنسیت در این روش موثر است. طبق تجربیات، آمار و اطلاعات موجود، دختران در این روش چندان موفق نیستند و به علت ترس بیش از حد و عدم اعتماد به نفس کافی، با مشکل مواجه می شوند ( استثنا هم دارد ). اما وضعیت ظاهری دختران، می تواند موثر باشد، چون همواره عده ای از پسران گلنواز و معلوم الحال تلاش در رساندن تقلب به دختران زیباروی دارند.

یک تجربه : نمیدونم باورتون میشه یا نه ولی یکی از دوستای من، وقتی جواب سوالی رو توی کاغذ و برای دختران می نویسه، بالای کاغذ حتما شماره موبایل خودش رو هم می نویسه !!

روش سوم، گرفتن نمره بعد از امتحان :

صحبت و مشورت های خصوصی با اساتید مربوط، استفاده از انواع دستمال، مواد روان کننده، ظاهر گول زننده، دروغ های عجیب و غریب ولی باور کردنی، استعدادهای ذاتی، روابط و آشنایی های موجود و ...

این روش از متداول ترین روش های موجود است و تقریباً تمام گروه های دانشجویان از این روش استفاده می کنند. این روش قانون خاصی ندارد و هر کس به شیوه خود این قانون را اجرا می کند و به تعداد دانشجویان، شگرد های مختلفی وجود دارد. امتحان کردن این روش می تواند موثر باشد. جنسیت در این روش به شدت موثر است! دختران، به علت بعضی از نعمت های خدادادی در این روش موفق ترند. جواب گرفتن از این روش، به یک عامل مهم، یعنی حالت استاد مربوط بستگی دارد، که به شدت متغیر است. این روش، محل پیدایش انواع و اقسام معجزات، داستان های عجیب و عبرت آموز است.

نصیحت : بهترین راه و آسانترین راه نمره گرفتن، درس خواندن است و دانشجو در این روش منت هیچ بنی و بشری را نمی کشد .
+ نوشته شده توسط رضــــا در پنجشنبه هفتم آذر 1387 و ساعت 9:54 |

چنین گفت آقای ایکس به ایگرگ شبی:

هر گه یکی از دانشجویان مشروط پریشان روزگار دست خجالت به امید

استطاعت به در گاه استاد (جل و علا)بردارد؛استاد در او نظر نکند ؛باز

بخواند ؛باز اعراض کند؛بار دیگرش به تضرع و زاری بخواند،استاد سبحانه

و تعالی فرماید:یا دانشجویانی،قد استتمم صبری من یدالمشروط و لیس

لی مددی.فقد انداختم او را حتما!!!! دعوتش نپذیرفتم و امیدش را نقش بر آب

 کردم که ترم تابستانه بگیرد و حالش جا آید!!!!

کرم بین و لطف کم اندازه اش             نمک پاش زخم است با نمره اش

افتادگان کعبه ی سخاوتش به تقصیر کرامت! معترف که : ما کرمناک حق

کرامتک! و جویندگان 25/ 0 ی درگاه نمره اش به تحیر منسوب که: ما

عرفناک سخاوتک حق سخاوتک مادامو کانوا دم مشروطی!!!

گر کسی وصف او زمن پرسد            بس کریم پور و با یاسرپور

بهر  دهم  نمره هی  ما                    گه به سر دوان و گه با پا

یکی از دانشجویان سال آخر سر به جیب تلاش فرو برده و در بحر اندوختن

 مستغرق شده؛ آنگه که از این معاملت بیرون آمد و فارغ التحصیل گشت و

 استادی را سزد ،یکی دوستان گفت:از این بوستان که در اویی ، ما را چه

تحفه می کنی کرامت؟

گفتا: در نظر داشتم چون استاد گشتمی ؛برگ حضورغیاب را پر کنم از نمره

 های مفت،چون برسیدم بوی اعتبار چنانم مغرور کرد که کسی را

نشناختم!!!!!!

ای بی وفاتر از این زمانه کور

                                       وز هرچه گفته اند و شنیده ایم وخوانده ایم

عمرم تمام گشت و به آخر نرسید درس                                          

                                       ما همچنان در فکر پاس دروس مانده ایم

+ نوشته شده توسط رضــــا در پنجشنبه هفتم آذر 1387 و ساعت 9:52 |
پايان نامه خرگوش
يک روز آفتابي، خرگوشي خارج از لانه خود به جديت هرچه تمام در حال تايپ بود. در همين حين، يک روباه او را ديد.

روباه: خرگوش داري چيکار مي کني؟
خرگوش: دارم پايان نامه مي نويسم.
روباه: جالبه، حالا موضوع پايان نامت چي هست؟
خرگوش: من در مورد ايکه يک خرگوش چطور مي تونه يک روباه رو بخوره، دارم مطلب مي نويسم.
روباه: احمقانه است، هر کسي مي دونه که خرگوش ها، روباه نمي خورند.
خرگوش: مطمئن باش که مي تونند، من مي تونم اين رو بهت ثابت کنم، دنبال من بيا.
خرگوش و روباه با هم داخل لانه خرگوش شدند و بعد از مدتي خرگوش به تنهايي از لانه خارج شد و بشدت به نوشتن خود ادامه داد.
در همين حال، گرگي از آنجا رد مي شد.
گرگ: خرگوش اين چيه داري مي نويسي؟
خرگوش: من دارم روي پايان نامم که يک خرگوش چطور مي تونه يک گرگ رو بخوره، کار مي کنم.
گرگ: تو که تصميم نداري اين مزخرفات رو چاپ کني؟
خرگوش: مساله اي نيست، مي خواهي بهت ثابت کنم؟
بعد گرگ و خرگوش وارد لانه خرگوش شدند.
خرگوش پس از مدتي به تنهايي برگشت و به کار خود ادامه داد.
حال ببينيم در لانه خرگوش چه خبره
در لانه خرگوش، در يک گوشه موها و استخوان هاي روباه و در گوشه اي ديگر موها و استخوان هاي گرگ ريخته بود.
در گوشه ديگر لانه، شير قوي هيکلي در حال تميز کردن دهان خود بود.
پايان.....
مرا کسي نساخت ، خدا ساخت . نه آنچنان که کسي مي خواست ، که
 
من کس نداشتم . کسم خدا بود ، کس بي کسان.



نتيجه ی اخلاقی و فرهنگی و هنری :
هيچ مهم نيست که موضوع پايان نامه شما چه باشد
هيچ مهم نيست که شما اطلاعات بدرد بخوري در مورد پايان نامه تان داشته باشيد
آن چيزي که مهم است اين است که استاد راهنماي شما کيست؟!!!!
+ نوشته شده توسط رضــــا در پنجشنبه هفتم آذر 1387 و ساعت 9:48 |
اهل درسم من
روزگارم هي... بد نيست
جيب خالي دارم. خرده پولي، سر سوزن عقلي
اوستادي دارم بهتر از عزرائيل
درسهايي، بدتر از تلخي زهر
و كلاسي كه در اين دانشگاست
جنب دستشوئي‌ها، جنب آن سلف خراب
من يه دانشجويم
هيكلم ني قليون
چشمهايم كم سو، كله‌ام هم بي‌مو
درس كفاره من
من جنون را هر دم، لا به لاي جزوه‌ها مي‌بينم
در جزوه من جريان دارد چرت، جريان دارد پرت
همه فكر و توانم متزلزل شده است
جزوه‌هايم را وقتي مي‌خوانم
كه امتحانش را استاد، گفته باشد فرداست
برگه تقلب را من، پي غفلت استاد عزيز، مي‌خوانم
پي خونسردي خود
اهل درسم من
پيشه‌ام بي‌كاريست
گاه گاهي، در مي‌روم از توي كلاس، مي‌روم تا تريا
تا كه با خوردن چاي و شكلات
ايندل سوخته‌ام خنك شود
چه خيالي، چه خيالي.... مي‌دانم
از پس ناچاريست
خوب مي‌دانم، آخر ترم هم باز
كار من زاري و در به دريست
+ نوشته شده توسط رضــــا در پنجشنبه هفتم آذر 1387 و ساعت 9:45 |

مناجات خوابگاهي
منت خوابگاه را ـ قل و شر ـ كه نبودنش موجب نياز است و وجودش مساله‌ساز. هر نفري كه بدانجا رود در قيد حيات است و چون به در آيد نزديك ممات. چون در هر اتاق ده نفر موجود است و بر هر پنجره‌اي تخته‌اي واجب.
بنده همان به كه ز قحطي جا روي به رهن يك اتاق آورد
ليك بفهمد اگر اين را رئيس بر سر او چوب و چماق آورد
فرياد پيچ بي‌ملاحظه‌اش همه را رسيده و بانگ تلفن لحظه به لحظه‌اش همه جا كشيده. شب‌ها بعد از ساعت هفت احدي را رخصت ورود ندهند و دانشجوي تأخيري را در اولين فرصت به حراست هدايت كنند.
اي عزيز كه با كمي تأخير قصد رفتن به خوابگه داري
از نگهبان چگونه بگريزي تو كه تنها همين گنه داري
گربه‌هاي بسيار را گفته كه بساط تعقيب دانشجو بگسترانند و جيرجيرك‌هاي بي‌شمار را فرموده كه شب تا صبح آواز بخوانند. بساط ورزش صبحگاهي به جاي كپسول‌هاي گاز فراهم آورده و براي مطالعه چهارصد دانشجو اتاقي چون لانه گنجشك مهيا ساخته. دانشجوي فعال را در اثر شلوغي به ديوانه‌اي بدحال تبديل كرده و اتاق تلويزيون به جهت حضور پوست تخمه تعطيل.
ابر و با د و مه و خورشيد و فلك در كارند همه ليسانسه‌ها پس ز چه رو بيكارند؟
در خبر است كه از سرور خادمان و مهتر مستخدمان و گروهي سوخته دل از جمع خودمان كه هر گروه يك نفر از دانشجويان بخت برگشته پريشان حال به جانب يخچال روي آورد كه جرعه آبي بخورد، دريابد كه رندان آخرين بقاياي مرغ و ماهي سردخانه را ربوده و به جاي آن روي برفك‌ها واژه ويژه "زرشك" را حك نموده‌اند. يك روز تأمل ترم‌هاي گذشته مي‌كردم و حسرت درس‌هاي ناخوانده مي‌خوردم و صحن سيماي خويش به آب مژگان مي‌شستم و بهر غيبت از كلاس بهانه مي‌جستم و اندوه ديرينه در عمق جان مي‌نهفتم و اين بيت‌ها مناسب حال خود مي‌گفتم:
هر دم از عمر مي‌رود نفسي از رفيقان ما نمانده كسي
اي كه دو ترم رفت و در خوابي مگر اين ترم سه دريابي
ياد آن ثبت نام غوغايي خلق حيران براي امضايي
يك نفر در اتاق رايانه از شلوغي شدست ديوانه
ديگري بهر وام تحصيلي پر نموده سه فرم تحصيلي
وان دگر از براي شهريه جيب خود را نموده تخليه
بگذر از خريد كفش و لباس تا كه شايد كند دو واحد پاس
يك نفر در فغان ز نرخ كتاب ديگري از نخواندنش بي‌تاب
يك نفر در شلوغي سرويس از عرق گشته تا گريبان خيس
وان دگر نهار سلف تا خورده شده زار و نزار و پژمرده
در شب امتحان كه كتلت و ماست تا سحرگه ميانشان دعواست
هر دو همچون دواي خواب آور برده هوش و حواس ما از سر
درس، سختست و مدرك امروز عالي را نموده خوش پاسوز
اي كه دل بسته‌اي به اين مدرك فكر فردا نكرده‌اي بي‌شك
رنج شغل و معاش در راه است عالمي زين قضيه آگاه است
بعد از تأمل اين معني، مصلحت آن ديدم كه براي بقاي ذات و ادامه حيات چاره‌اي بجويم و بهر مدرك خويش كوزه‌واره‌اي بيابم و جامه فارغ‌التحصيلان آشفته حال بپوشم تا به مدد آن در سايه مدرك خويش آبي زلال بنوشم.

+ نوشته شده توسط رضــــا در پنجشنبه هفتم آذر 1387 و ساعت 9:41 |

 

پروردگارم ،مهربان من


از دوزخ این بهشت، رهایی ام بخش


در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است

 
و هر زمزمه ای بانگ عزایی


و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصلی ...


در هراس دم می زنم


در بی قراری زندگی می کنم


و بهشت تو برای من بیهودگی رنگینی است


من در این بهشت ،


همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهایم.


"تو قلب بیگانه را می شناسی ، که خود در سرزمین وجود بیگانه بودی"


"کسی را برایم بیافرین تا در او بیارامم"


دردم ، درد "بی کسی" است


« دکتر علی شریعتی»

+ نوشته شده توسط رضــــا در پنجشنبه هفتم آذر 1387 و ساعت 9:37 |
 
در شگفتم که سلام آغاز هر دیداریست، ولی در نماز پایان است.

شاید این بدین معنی ست که پایان نماز آغاز دیدار است
.

 
 
 
 

هر وقت از این دنیا و مشکلاتش خسته و نا امید شدی برو کوه و فریاد بزن:

آیا هنوز امیدی هست؟!!

در جواب میشنوی:  هست...هست...هست...


+ نوشته شده توسط رضــــا در پنجشنبه هفتم آذر 1387 و ساعت 9:36 |